در این مقاله نگاهی اجمالی به شروع کار برند کانورس و تغییراتی که در این برند کفش بوجود آمد میپردازیم.شرکت لاستیکی کانورس (Converse) که در سال 1908 توسط آقای مارکی میلز کانورس در مالدن ماساچوست تأسیس شد، سالهای شکلگیری خود را صرف انجام کارهایی کرد که بیشتر صنایع در آن زمان انجام میدادند. هر چیزی که میشد از لاستیک را ساخت، آنها سعی کردند چیزی از آن بسازند.
حوزههای اولیه تخصص شامل گالوشها، چکمههای چرمی شکار اردک، لاستیکهای خودرو، کفشهای تنیس و سپس کفش های بسکتبال بود که در ابتدا برای نگه داشتن کارکنان فصلی کانورس در خط مونتاژ در تمام طول سال معرفی شدند.
آنها فقط در پاییز، زمستان و بهار محصولات لاستیکی تولید میکردند و [آقای کانورس] میخواست این افراد را در ماههای تابستان کار کنند. و سپس آن کفشهای تنیس به سرعت در حدود سال 1916 به یک خط تولید بسکتبال تبدیل شدند.
در حالی که زمان بندی بسیار عالی بود، منطقی بود که یک شرکت مستقر در ماساچوست توجه خود را به ورزش جدیدی معطوف کند که این ایالت را طوفانی میکند. بسکتبال که در سال 1891 در اسپرینگفیلد، کمتر از 100 مایلی از مقر کانورس ابداع شد، در ساحل شرقی بسیار محبوب شد. بر خلاف بیسبال یا فوتبال آمریکایی، که هر دو به زمینهای بازی بزرگ در فضای باز نیاز داشتند، بسکتبال را میشد در فضای بسیار محدودتری بازی کرد، به این معنی که سرگرمی در زمینهای بازی محلههای شهری و دانشگاهی که در زادگاه کانورس به وفور وجود داشت، انجام میشد. کالجها و مدارس خصوصی زیادی در این منطقه وجود داشت. این قطعاً یکی از پرجمعیتترین بخشهای کشور بود، بنابراین جوانان زیادی وجود داشتند که به دنبال ورزشهای جدیدتری برای بازی بودند.
اگرچه آل استار مطمئناً اولین کفش ورزشی بسکتبال یا حتی اولین ورود کانورس به بازار نبود، اما ویژگیهای خاصی داشت که باعث برتری آن نسبت به رقبا شد. اینها شامل وصله پاشنه پا بود که در قسمت داخلی (به جای بیرونی که آشکارتر بود) قرار میگرفت، ویژگی که ظاهراً برای محافظت از استخوان مچ پا بازیکنان طراحی شدهاست. الگوی آج الماس، که هنوز هم وجود دارد، واقعاً پایهی طراحی بود. این شکل به افراد اجازه میداد تا در جهتهای مختلف حرکت و به سرعت توقف کنند.

اما نیمه دیگر نام آن، چاک تیلور چیست؟ در سالهای اولیه بسکتبال، برندها تیمهای خود را راه اندازی می کردند و آنها را به سراسر کشور میفرستادند تا کالاهای خود را تبلیغ کنند. بسیاری از شرکتهای تولید کفش و لاستیک در آن زمان، این [باشگاهها] را داشتند که اساسا از آنها به عنوان ابزار تبلیغاتی استفاده میکردند. تیم خود کانورس که آل استار نیز نامیده میشود، توسط آقای چارلز «چاک» تیلور، که در سال 1922 به عنوان مربی و فروشنده استخدام شد، رهبری میشد. چیزی که چاک تیلور و کانورس را متمایز میکرد این بود که آنها کلینیکهایی را برای مربیان بازیکنان نیز ایجاد میکردند. بعد از این همه کلینیک، مربیان را به فروشگاههای لوازم ورزشی میبردند… و از همه مربیان میخواستند کفش های آل استار را سفارش دهند.
تضاد شدیدی بین آقای تیلور و ستارههای دوران بعد، مانند آقایان مایکل جردن و والت «کلاید» فریزر وجود دارد که امروزه از نامهایشان برای فروش کفشهای کتانی استفاده میشود. شهرت مربی کانورس از مهارت او در زمین نشأت نمیگرفت. هیچ مدرک واقعی وجود ندارد که نشان دهد او حتی به طور حرفهای این ورزش را انجام دادهاست.
میتوان گفت که رابطه بین کانورس، آقای تیلور و ورزش بسکتبال را میتوان همزیستی توصیف کرد. یکی از موهبتهای واقعی چاک تیلور این بود که او بسیار مهربان بود. او به دلیل موفقیتش به عنوان یک قهرمان ورزشی به شرکت نیامد. چاک تیلور به بسکتبال علاقه داشت.
این رابطه در دهه بعد خودش را نشان داد، زیرا بدترین اثرات رکود در اوایل دهه 1930 رخ داد و برندها برای یافتن راههای جدیدی برای جلوگیری از کاهش فروش تلاش کردند. شرکتها به دنبال راههایی برای تنوع بخشیدن به محصولات خود بودند تا آن را واقعاً برجسته کنند. پاسخ کانورس این بود که از نام آقای تیلور که در این مرحله مترادف با این ورزش شده بود، استفاده کرد. در سال 1934، عبارت “چاک تیلور” به وصله پاشنه کفش اضافه شد، جایی که امروزه باقی ماندهاست.
همانطور که تنها برازنده لباسی با این شهرت است، درجه خاصی از علم و دانش با آل استار است. ممکن است نام آقای تیلور بر روی هر کفش مهر زده شده باشد، اما برخلاف آنچه ممکن است در ستونهای دیگر اختصاص داده شده به این موضوع خوانده باشید، مربی مستقیماً در طراحی کفش نقش نداشته و آن را اصلاح نکردهاست.
در واقع هیچ مدرکی برای آن وجود ندارد. سوابق خود کانورس این را تأیید میکند. چیزی در آرشیو کانورس وجود ندارد که نشان دهد او تغییراتی را انجام دادهاست. او ممکن است بازخوردهایی از مربیان و بازیکنان دریافت کرده باشد، اما این ایده که او در کارگاهی بود که در حال ایجاد پیشرفتها بود، بر اساس واقعیت نیست. او بیش از هر چیز یک مربی و یک فروشنده بود.
این بدان معنا نیست که ترفندهای طراحی در طول مسیر ایجاد نشدهاست. با نگاهی به دهه و نیم اول عمر آن… آنها دائماً در حال به روز رسانی هستند. به روشهای کوچکی آن را سرهم میکنند، بهبودهایی در آن ایجاد میکنند، خواه وزنهای مختلف بوم و لاستیک باشد یا راه راه اضافه کنن و یا شیارهای کوچک اطراف زیره.
یک ارتقای خاص، اضافه شدن به اصطلاح “دکمه محوری”، به این دلیل بود که خود ورزش در حال تکامل بود. آنها متوجه شدند که بازی بسکتبال با گذشت زمان سرعت بیشتری میگیرد و بازیکنان در جلوی پای خود میچرخند، بنابراین نیاز به افزودن لاستیک اضافی برای جلوگیری از فرسودگی کفش داشتند.
این بازخورد بازیکنان و مربیان بود که باعث شد تا نسخه پایینتر «آکسفورد» در سال 1957 منتشر شود.

با این وجود، در پایان آن دهه، آینده ورزشی آل استار دلیلی برای نگرانی بود. ظهور فناوری پیشرفتهتر لباسهای ورزشی و افزایش تقاضا برای کفشهای بسکتبال چرمی باعث شد که کفشهای کرباسی ساده کانورس در زمین بازی رو به کاهش بگذارند. با این حال، خارج از زمین داستان متفاوت بود، با معرفی سیلوئت بدون ساق در چند سال اخیر، کفش مورد توجه مخاطبان غیر ورزشی قرار گرفت.
کانورس کاملاً خود را برای تبدیل از یک کفش بسکتبال به یک کفش ایدهآل سبک زندگی آماده کرده بود. بازارهایی که آل استار قبلاً به خوبی و واقعاً اشباع شده بود، افت کرده بود. او به فروشگاههایش رفت و پرسید که چه اتفاقی میافتد. اساساً بازخورد این بود، “اوه، آن بچههایی که در ساحل موج سواری میکنند، اکنون آل استار را میخرند”.
این کفش دارای ویژگیهایی بود که آن را به یک کفش پرفورمنس افسانهای عالی تبدیل میکرد، اما از آنجایی که اکنون کفشی بدون ساق بود، میشد آن را در ساحل راحتتر پوشید و از پا درآورد.
نقطه عطف دیگر در سال 1971 بود، زمانی که کانورس برای اولین بار کفش کرباسی رنگی را برای دانشآموزان برای هماهنگی با رنگهای مدرسه خود و برای تماشاگران برای نشان دادن وفاداری خود راه اندازی کرد. آنها به آینده دورتر فکر نمیکردند، اما داشتن آن رنگها به آل استار این امکان را میداد تا نشان ابراز خود برای جوانان تبدیل شود. در نهایت این کفش با فردگرایی و ضدفرهنگها مرتبط شد و راه را برای تبدیل شدن به انتخاب ترجیحی پانکها در دهه 1970، متالهدها در دهه 1980 و صحنه گرانج در دهه 1990 هموار کرد.
آل استار به بخشی از فرهنگ تبدیل شد… در بسیاری از عرصههای مختلف خارج از بسکتبال معنا پیدا کرد.
کانورس ممکن است در طول سالها به عنوان یک برند کاملاً آمریکایی شهرت داشته باشد، اما طرفداران تازه واردش در این مدت با پوشیدن یک جفت کفش ورزشی نسبتاً ارزان، موضعی کاملاً ضد مد و ضد مصرفگرایی داشتند.
آل استار به گونهای به بخشی از فرهنگ تبدیل شد که کانورس هرگز واقعاً در نظر نداشت و در بسیاری از عرصههای مختلف خارج از بسکتبال معنا پیدا کرد.
این اصالت یا «خام بودن»، بخشی از دلیل ماندگاری کفش آل استار است، کم و بیش به شکل اصلی خود: زیره لاستیکی، رویه پارچهای و وصله پاشنه بسیار مهم. قابل توجه است که کسی میتواند یک طرح ابتدایی را بپوشد و به نظر نرسد که لباس پدربزرگ خود را میپوشد. همچنین توضیح زیادی وجود دارد که چرا غول پوشاک ورزشی نایک زمانی که در سال 2003 فروش 305 میلیون دلاری را تضمین کرد، این برند را یک سرمایه گذاری خوب میدانست.
این کفش از طریق نوآوری متولد شدهاست اما ارتباط عاطفی، بر اساس نحوه پوشیدن آن و اینکه چگونه با گذشت زمان بهتر میشود، وجود دارد و واقعا قوی است.
یکی از تمرکزهای اصلی، ابتکار “Converse Renew” این برند بودهاست. وقتی صحبت از پایداری به میان میآید، این یک نقطه ارزش در برند کانورس و همچنین یک نقطه ارتباط با مصرفکنندگان است. هدف این پروژه تا کنون کشف مواد جایگزین بدون ضایعات بودهاست، از جمله خط جین ساخته شده از شلوار جین جدید، قسمت پنبهای ساخته شده از ضایعات پارچهی برند و همکاری با First Mile برای تبدیل آلودگی بطریهای پلاستیکی به پارچه.
سخت ترین بخش دستیابی به دومی، سازگاری آن با میراث آل استار بود. اگر به خطوط نمادین و DNA چاک تیلور فکر کنید، آن چیزها ثابت میمانند، اما نحوه ایجاد آن محصول تغییر میکند. نوآوری واقعی تبدیل پلاستیک به متریال نبود. نوآوری واقعی در اینجا این بود که چگونه میتوانیم آن را شبیه پارچهی اصلی خود چاک تیلور کنیم؟
منبع: